مقاومتِ حماسی زینب
درِ یخچال رو باز کرده میگه: «مامان اَیینا» میگم اسمش چیه؟ نگاه می کنه و میگه: «اَیینا» بهش میگم هندِوونه. میخنده. میگم بگو هندِوونه. میگه: اَیینا. همچنان مقاومت می کنه برای حرف زدن.


